کلاینتی که فقط دارد ترافیک مرور شما را جابه‌جا می‌کند باید تقریباً نامرئی باشد. وقتی نیست، معمولاً یک علت مشخص در کار است، نه نیازی عمومی به بهینه‌سازی. پس پیش از تغییر حتی یک تنظیم، اندازه بگیرید. تنظیم بدون خط پایه، تنظیم نیست؛ جابه‌جا کردن مبلمان داخل فایل پیکربندی است.

یک بار اندازه بگیرید، بعد تصمیم بگیرید که اصلاً چیزی را دست بزنید یا نه

  • ویندوز: Task Manager، زبانه Details. دنبال پردازه هسته بگردید — معمولاً mihomo، گاهی با نام کلاینت، و گاهی هر دو، چون رابط گرافیکی و هسته دو پردازه جداگانه‌اند. CPU و حافظه را ببینید.
  • مک: Activity Monitor، و علاوه بر CPU زبانه Energy را هم نگاه کنید. ستون مربوط به اثر انرژی به آنچه باتری واقعاً حس می‌کند نزدیک‌تر است.
  • لینوکس: top یا htop با فیلتر روی نام پردازه هسته؛ اگر به شکل سرویس اجرا می‌کنید، systemctl status هم مصرف حافظه همان unit را گزارش می‌دهد.

چه چیزی عادی است: وقتی هیچ ترافیکی رد نمی‌شود، CPU باید نزدیک صفر بماند و فقط گاهی تکانی بخورد. حافظه با تعداد گره‌ها و اتصال‌های باز بالا می‌رود و هر عددی از چند ده تا چند صد مگابایت عجیب نیست. آنچه ارزش تماشا دارد روند است — دستگاه را یک ساعت بیکار بگذارید و اگر حافظه هنوز بالا می‌رود، این یک یافته است. یک عدد بزرگ تنها در یک اسکرین‌شات نیست.

پیشنهاد همکاریلینک اشتراک را از کجا بیاوریم؟سرویس همکار ما هنگام ثبت‌نام ۱ گیگابایت ترافیک پرسرعت هنگ‌کنگ رایگان می‌دهد.دریافت سرور پرسرعت

چیزهایی که واقعاً منابع را می‌سوزانند، به ترتیب

  1. تست خودکار تأخیر. با فاصله زیاد نفر اول است. یک گروه url-test با interval برابر 60 و چهل عضو یعنی چهل درخواست کامل HTTP در هر دقیقه، هرکدام با برقراری اتصال و دست‌دادن. ببریدش جایی بین 300 تا 600؛ در استفاده روزمره تفاوتی حس نمی‌کنید.
  2. تعداد گره‌ها. اشتراکی با هزار مدخل باعث می‌شود رسم فهرست‌ها، بررسی‌های سلامت و تطبیق در صفحه اتصال‌ها همگی در همان مقیاس انجام شوند، در حالی که شما واقع‌بینانه از ده‌دوازده تا استفاده می‌کنید. با filter روی provider یا روی گروه سیاست، بقیه را از میدان دید بیرون نگه دارید.
  3. سطح لاگ. اجرای طولانی‌مدت روی debug هم CPU می‌خورد، هم مدام روی دیسک می‌نویسد و هم فایل لاگ را بزرگ می‌کند. برای استفاده روزمره روی info یا آرام‌تر بگذارید و فقط وقتی دنبال مشکلی هستید بالا ببرید.
  4. حالت TUN. یک لایه پردازش بسته را روی کاری که پروکسی سیستمی می‌کند اضافه می‌کند. روی دسکتاپ این تفاوت در نویز گم می‌شود؛ روی گوشی حسش می‌کنید. برگشتن به پروکسی سیستمی برای صرفه‌جویی فقط وقتی می‌ارزد که از اول هم به گرفتن کل ترافیک نیاز نداشتید.
  5. انباشت اتصال‌ها. فهرست اتصالی که چند روز پاک نشده حافظه را نگه می‌دارد و رسم چند هزار سطر هم رایگان نیست. گاهی پاکش کنید و آن صفحه را نمای پیش‌فرض خود نکنید.
proxy-providers:
  my-sub:
    type: http
    interval: 86400
    health-check:
      enable: true
      interval: 600
      lazy: true
proxy-groups:
  - name: Auto
    type: url-test
    interval: 600
    lazy: true

در همان قطعه بالا یک تله هست که ارزش نام بردن دارد: interval دو بار ظاهر می‌شود. گروه سیاست یکی دارد و health-check مربوط به provider هم یکی. اگر فاصله گروه را دو برابر کنید ولی provider بی‌سروصدا با برنامه کوتاه خودش تست بگیرد، چیزی صرفه‌جویی نکرده‌اید. هر دو جا را ببینید. lazy نیمه فراموش‌شده ماجراست — با روشن بودنش، گروهی که هیچ ترافیکی از آن رد نمی‌شود اصلاً تست نمی‌گیرد، و همه گروه‌های منطقه‌ای که نگه داشته‌اید ولی کم انتخابشان می‌کنید ساکت می‌شوند. حسابش ساده است: چهل گره با فاصله 60 ثانیه یعنی 2400 درخواست تست در ساعت؛ با فاصله 600 ثانیه یعنی 240 تا.

گوشی: باتری دفتر حساب جداگانه‌ای است

اول یک چیز را بپذیرید. اپلیکیشنی که ترافیک شما را جابه‌جا می‌کند باید در پس‌زمینه زنده بماند و این بخش را نمی‌شود بهینه کرد. اینکه بخواهید بدون اجرا شدن مسیریابی کند، مسئله پیکربندی نیست. آنچه می‌توانید کم کنید مقدار کاری است که در همان حال انجام می‌دهد.

  • تست خودکار. روی گوشی بزرگ‌ترین قلم همین است. یا کاملاً خاموشش کنید یا فاصله را از ده دقیقه بالاتر ببرید. شما به هیچ وجه این‌قدر مکرر گره عوض نمی‌کنید.
  • به‌روزرسانی خودکار اشتراک. روزی یک بار کافی است؛ بعضی کلاینت‌ها با تنظیم ساعتی می‌آیند.
  • پروکسی به تفکیک اپلیکیشن — نامش نزد سازنده‌های مختلف فرق می‌کند و توان هر پلتفرم هم متفاوت است. فقط اپ‌هایی که لازم دارند از پروکسی بروند و بقیه مستقیم؛ آن‌وقت ترافیکشان اصلاً از این پردازه رد نمی‌شود. صادقانه‌ترین صرفه‌جویی این فهرست همین است.
  • IPv6. اگر شبکه‌تان از آن استفاده نمی‌کند، خاموش کردن resolve مربوط به آن یک جست‌وجوی اضافه به ازای هر دامنه و یک دسته تلاش اتصال بی‌سرانجام را حذف می‌کند.

یک تصمیم که خیلی‌ها بدون خواندن دقیقش می‌گیرند: افزودن کلاینت به فهرست معافیت از بهینه‌سازی باتری. آن تنظیم برای این وجود دارد که سیستم اپ را نکشد و بهایش دقیقاً همین است که اپ آزادی بیشتری برای کار در پس‌زمینه پیدا می‌کند. این نقطه مقابل صرفه‌جویی در مصرف است. شما دارید پایداری اتصال را با باتری می‌خرید، که اغلب معامله درستی است — فقط بدانید معامله همین است.

برای فهمیدن اینکه واقعاً چقدر برایتان خرج برمی‌دارد، صفحه مصرف باتری سیستم را باز کنید و بر اساس اپلیکیشن مرتب کنید. آدم‌ها مطمئن‌اند کلاینت پروکسی گوشی را خالی می‌کند، بعد نگاه می‌کنند و می‌بینند نفر اول صفحه نمایش است و کلاینت جایی حوالی رتبه هفتم. بهینه‌سازی بر اساس حدس، بیشتر حال آدم را بهینه می‌کند.

دسکتاپ: چیزهایی که کمکی نمی‌کنند

اجرا هنگام ورود، حالت سرویس و انواع کلیدهایی که کلمه performance در نامشان هست، راحتی کار را بهتر می‌کنند یا مشکل دسترسی را حل می‌کنند. هیچ‌کدام مصرف منابع را کم نمی‌کنند. نصب سرویس کمکی CPU را پایین نمی‌آورد؛ فقط یعنی TUN دیگر هر بار سراغ دسترسی مدیر نمی‌رود. اگر می‌خواهید دستگاه خنک‌تر کار کند، هرچه مؤثر است در همان فهرست بالاست.

مؤثرترین راه صرفه‌جویی در مصرف، بستن آن است وقتی از آن استفاده نمی‌کنید. نتیجه هوشمندانه‌ای نیست، ولی درست است: پردازه‌ای که اجرا نمی‌شود هیچ CPU مصرف نمی‌کند و هیچ میزان تنظیمی با این عدد رقابت نمی‌کند. تعداد موقعیت‌هایی که واقعاً اجرای شبانه‌روزی را ایجاب می‌کند از آنچه بیشتر مردم فکر می‌کنند کمتر است.